خوبی هایی که سختی هایی پشتش هست

هرچی جلوتر میرم اتفاق هایی داره میوفته که انگار در جواب سختی هایی بود که در گذشته کشیدم. سال پیش با درامد صفر تومن در ماه تصمیم گرفتم که شرایطم رو عوض کنم. تونستم به یه درامد خوب برسم. ازدواج کنم. حتی من و خانومم دیوایس هایی که نیاز داشتیم رو خریدیم. و الان تو خونه ی اجاره ای خودم هستم و باید آرامشی که الان دارم رو ثبت کنم.

در حقیقت این پست برای میز کار من هست. خیلی دلم میخواست یه مونیتور بزرگ و یه کیبورد خوب داشته باشم. از قضا یه لپتاپ خیلی خوب هم چند سال پیش خریدم که البته ۳ ماهی هست که یه خرجی کردم و هارد اس اس دی و هشت گیگ رم اضافی روش گذاشتم که این باعث شده سیستمم جلوی چشام گاهی پرواز کنه. حالا چند روز هست که مونیتور آلترا واید ۲۹ اینچی و هم کیبور خوب فراهم شده.

برای نگه داشتن شادی این لحظه. برای نگه داشتن جواب سختی هایی که کشیدم این پست رو نوشتم تا یادم باشه سختی های روبه روم بی جواب نمیمونن و هر سختی تموم میشه و جواب کارهام رو میبینم.

هنوز مشکلاتی دارم که باید از پسشون بر بیام. هنوز عیب های بدی دارم که باید برطرف بشن. عیب هایی که دارم مشکلاتی برای من ساختن که دارم رفعشون میکنم. امیدوارم تو این رفع این مشکلات درس بگیرم و عیب های رفتاریم رو کنار بزارم. هنوز با ایده آل بودن چند قدمی فاصله دارم. آدم فنسی و یا حتی لاکچری نیستم تو مبحث های ایده آلی واسه همین چند قدم جلو رفتن خیلی خوشحالم میکنه هرچند بی نهایت نکات متفاوت هست که آدم رو بهتر و بهتر میکنه ولی به نسبت فهم آدم اون نکته ها دیده میشن.

پست بعدی رو در باره این خوشحالی هارو زمانی میزارم که دو مشکل عمده ی خودم رو حل کرده باشم. خوشحالی بی وصفی در اون روز برای من خواهد بود که حتما دربارش مینویسم.

خونه ی جدید

اولین خونه حس خوبی داره. تونستیم با هفت صد تومن حتی یه نیم ست مبل,میز شش نفره نهار خوری و میز تلوزیون بگیریم.

اما این خونه یه امید جدیدی برای من درست کرده. حرف خوبی رو دوست و برادرم سعید رنجبر بهم زد.  گفت همون کاری رو که میخوای آخر انجام بدی همون اول انجامش بده. بهم گفت همین الا چیزی که بهش تو ده قدم دیگه فکر میکنی یا گذاشتیش واسه ده سال دیگه رو همین الان برو سراغش. با آرامش و تنهایی تو این خونه امید دارم بتونم به این حرف عمل کنم.

به هر حال اولین خونست و میشه باهاش خاطرات خوبی ساخت. دنبال هزینه های درست کردن یه ورک اسپیس ساده هستم. دو سه تا دیوایس لازم دارم و چند تا گلدون که هم ساختمونی باشن هم رسیدگی زیادی بخوان تقریبا. من نظرم در باره کاکتوس ها خیلی منفیه. میبینمشون حس تشنگی میدن به آدم فقط. یه گلی که بهش برسی روحیه من رو بیشتر تحت تاثیر میزاره تا چیز دیگه ای.

کتاب deep work رو شروع کردم و با یه حقیقتی رو به رو شدم که تنها میتونم ۱.۳۰ به سختی تمام شرایط deep work رو داشته باشم در صورتی که این رقم باید به ۸تا۱۲ ساعت در روز برسه. ظاهرا راه سختی هست.

کتاب power of habit رو هم روی خودم تست کرم. هنوز روتین های در من وجود داره که نتونستم عوضش کنم. به شدت نیاز دارم ساعت چهار صبح بیدار بشم. چهار صبح بیدار شدن بزرگترین انقلاب در من میشه.

اما کتاب the millionaire next door هم برای من یه تلنگر هست. اکثر خرج هایی که میکنم و برمیگردم رو اصول این کتاب میبینم دارم اشتباه میکنم برای این خرج ولی در نهایت اون خرج اتفاق میوفته.

این چند ماه باقی مونده از سال ۹۵ رو امیدوارم به تغییر عادت هام بپردازم.